سال ها پیش همسر من و یکی از همکار هاشون که هر دو پی اچ دی ایمونولوژی داشتن و استاد دانشگاه تهران بودن؛ تصمیم گرفتن که علاوه بر کار آکادمیک؛ بیان یک بیزنسی برای خودشون داشته باشن که خب توی زمینه کاری ا
اصل، دیده شدن استیک خرافه ای وجود داره که به طور دائم و روزمره از افرادی که با ایده ی برندینگ شخصی مخالف هستن می شنوم.
اون ها میگن که: «اگه من کارم رو خوب و درست انجام بدم؛ اگه برای مخاطبینم خدم
چرا یک مشتری احتمالی و بالقوه باید به جای رقبای, شما، شما رو انتخاب کنه؟
اگر که جواب شما به این سوال چیزی شبیه این هست که: «قیمت های من واقعا پایین تره!» یا این که «کیفیت کار من واقعا بالات
چطور تبدیل به یک فرد اثرگذار بشیم؟در طی چند سال اخیر حرف های زیادی راجع به اینفلوئنسر ها شنیدیم. آدم هایی که به مخاطبینشون الهام می بخشن اون ها روی مخاطبین خودشون اثرگذار هستن و مخاطبین بهشون گوش میدن